زندگی خصوصی

 

حالا که حالاکه

حالا که حرف را به این جا کشانده‌ای بفرما!

باید صبح را با ایدئالیسم هگل شیرین کنیم

جلوی همین حرف ها می‌گویم:

دیشب

      همه

           از کنترل تلویزیون گرفته تا نخ دندان سر درد گرفته بودیم

شاهدم؟    همه.

از اتاق خوابت صدای گریه‌ی ستاره‌هایی می‌آمد

که

    دانه

        دانه

            در زیرسیگاری خاموش می‌شدند

عزیزم! زیرسیگاری آدم است

بعضی وقت‌ها فکر می‌کند به جای ما

بعضی وقت‌ها  دلتنگ می‌شود مثل ما

 

خانه آن طرف ایستاده می‌گوید:

من وارد زندگی خصوصی‌تان نمی‌شوم

اما از من اگر می‌پرسی

سئوال‌های تودیگر بشقاب‌ها را دیوانه کرده‌ است

من اما باید بشقاب پرنده‌ای بیابم

تا سیاره‌ای دیگر پر از...( بیا! میز صبحانه را چیده ام )

عجالتا

حالا که حالا که

حالا که می‌روی تنها نرو

قهر را هم با خودت ببر

و پشت سرت ایدئالیسم هگل را محکم ببند

                                                                                         

                                     مازیار نیستانی

                                   22/4 /88 - کرمان

 

/ 152 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محسن قائمی

سلام جناب نیستانی من با یک هدیه به روزم و منتظر

رزا ملکوتی

سلام ....مازیار حالت چطوره عزیز.... من با 2 شعر به روزم

هادی

سلام زیبا بود موفق باشی و خوش تا همیشه منو ببخش که شنیدم صداتو خیلی بلند کناره یارت آره تقصیره منه که بودم همه جا تو غمو غصه همراهت ببخش منو که شبا تا خوده سپیده به خاطره تو بیدار بودم تو شمعو؛یارت پروانه من این وسط دوده شمعو گردو غبار بودم منو ببخش که دروغاتو شنیدمو دیدم اما باور کردم می دیدم داری می ری ولی عشقمو به پات ریختمو هدر کردم نبخش منو عزیزم تا ابد واسۀ همیشه...تا هیچ وقت نبخش منو که بخشیدمت برو وجودم خاطرت باشه تخته تخت

امیدمیرزایی

سلام با یک غزل به روزم،میدونم عاااااشق غزلی!!! قالبتم ایز د بست! ارادتمند.

وکیلی

سلام....وبت خوبه نوشته هات هم قشنگه..به منم سر بزن خوشحال میشم

علی جهانگیری

سلام بزرگوار آوازهایی برای حسنک بروزم و به انتظار نگاهی ، گاهی این شعر را به تعارف نبخشیدند ، به چنگش آوردم