شکستن درچهارده قطعه ( )برای رويا وعروسی ومرگ۱۲

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

12-

از كلمه بيرون زديم

سرمان ميان دوگوش داشت               گوشت مي داد

(وسمت (باز) را گرفتيم)

 

آن روز ها تحليل در ران ها به سمت مي رفت

ودر( باز) مي گشوود چهره اي را

كلمه آدم هايي را مي‌آورد      كه بيشتر كلمه‌ي (آدم) بودند.

(وسوخته گي بو بالا مي زد.

 

مردها ورق ها را بهسمت تقسيم مي بردند.

آن‌ها سر كلماتي شرط مي‌بستند

كه(شرط)كلمه‌هايي بود كه مي گفتند.

 

من اما

كلماتي را كه مي گفتم به هيچ كس نمي گفتم

وآن (باز) روز ها تحليل مي رفت .

 

مردها ورق‌ها را به سمت (مي بردند) وكار مزرعه را

زن ها شب ها روي آس‌هايي كه برده بودند شرط (برده بودند)مي بستند

ومن كلماتي را كه برده بودم       به آن مي زدم

(زن ها روي زندگي كلماتم (شرط) مي بستند       كه برده بودند)

(وسوخته گي بو ران را (باز) بالا مي زد

 

كلمات به گوش دادن(باز

و ماباز (سمت باز) را مي گرفتيم

مردها از بالا (بالاتر) را مي خواستند

 

زن‌ها شب‌ها روي آس‌هايي كه برده بودند اسم مي گذاشتند

(بعدها يكي از(آن)ها مي گفت:

زن ها روي آس ها يي كه دل مي باختند (شرط)مي باختند.

                           يا

زن ها روي آس‌هايي كه دل مي فاختند (شرط مي باختند).

 

من روي كلماتي كه به همه مي گويم به همه نمي گويم را شرط بستم.

 

كلمه ميان دوگوش دادن (به سمت باز

وكلمه (به سمت باز

وكلمه(باز

و(باز

(باز

ميان دو گوش     گوشت مي داد

 

/ 70 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حمید تقی آبادی

با سلام دوست عزیز! با دو شعرفقط به روزم همینجوری فعلن.خوشحال می شوم از سر.

سيد مهدی موسوی

سلام عزیز! با مطلبی تحت عنوان « بعضی ها داغشو دوس دارن! » یک عالمه خبر و لینک آخرین شعری که گفته ام ( منتشرنشده) و... بعد دو ماه به روزم و منتظر حرفهایت...

مهرگان

سلام با غزلی ناب از آقای حسين عباسيان ميزبان چشمان شمايم ارادتمند م.مهرگان

سيامک عشاقی

شعرمان دعوتی برای سرودن شعرمان شاید بتواند شاعرانه زیستن ،شاعرانه فکر کردن، و شاعرانه نوشتن باشد ؛ شعری با حضور شاعران که ابتدا و انتهای آن بی آنکه شناسنامه شاعر مشهود باشد؛ به صورت کلی به خوانش می رسد واسم ها فقط به خاطر حرمت حقیقی که دارند در کنار وبلاگ به ثبت می رسند از این رو ما شما را دعوت می کنیم که مشترک ترین شعر ایران یا شاید جهان را بسرائید بی آنکه بخواهیم ادعایی در مورد شعر فردی داشته باشیم . ما می خواهیم بگوییم آری ما از شعرهای دیگران تاثیر می گیریم و حاصل آن دنباله سرودنی است که در این متن به آن اضافه می کنیم .ما مرگ مولف را از خودمان شروع می کنیم و هیچ قاعده ای برای سرودن در نظر نمی گیریم جز ادب .

پنجه ای

خوانش را ديدم هم من و هم بابا خوشمان امد در وبلاگمان هم معرفی اش کرديم . برايت شنبه کار می فرستم .

براي شركت در اولين جشنواره ي داستان كوتاه كرمان آث

براي شركت در اولين جشنواره ي داستان كوتاه كرمان آثار خود را تا تاريخ 15 دي ماه 85 به پست الكترونيك Kermandastan@gmail.com‬ ارسال نماييد

برزو فرخسير

سلام مازيار جان جلسات پنج شنبه شبها با علی و حميد هنوز انجام می شه به ما هم سر بزن