الوداع

گرفتن ارتفاع / و پاشيدن چند اسم بر الواح

سخت‌تر از اين نيست كه بگويم:(پايكوبي!):

(و درهمين حين موجوداتي اززير دندان سبز تو از آب بگذرند.)

اين ‌اضطراب: كه پايي لاي در مانده باشد.

اين اظطرار: كه خاموشي زدن براي هر سلول لازم‌تر است تا آدم

و اين كه كاشي‌ها جن را به نام خود زده‌اند

وزده‌اند به پاورقي:

1- آخر الدوا الكي    

آن وقت ها گشت و گذار روان آن جناب

وآبي كه از جو مي‌گذشت صورتي بود

 در فكر سوسيس و كالباس هميشگي‌ِ خويش بودم  كه  

چند درخت از چند جسد وچند جسد از چند درخت بر آوردند

وچندبار بگويم بي‌اعتمادم به عصا

به انتباه گياه و نشانه رفتن بسوي ماه

يك‌بارطرف در دفتر خاطرات‌اش نوشت: در خوردن بستني بي‌ملاحظه بود

آن جناب يك‌بار با صداي صاف گفت:

به اين شهر و    بر پدر و  مادرهركسي كه

اما من

به بي‌محلي تو گذشتم از اين محله

 

                                                  مازيار نيستاني - كرمان

 

 

 

 

 

 

 

/ 21 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امير خالقي

سلام نيستانی ممنون می خوانمت مرا به خون بخون

امير خالقی

اگر نمی نویسم دلیل مردنم نیست مرد نه اما نامردم اگر از دست و پای بسته ی این روزگار بنویسم شهرزاد قصه نگو ! من نیز خفته ام ... ممنون و درود مازیار عزیز با پناهی بی پناهیم را سر می کشم سلامتی ...

حميد شريف نيا

لامصب چرا موبايلت قطع شده.زنگ بزن. خواهش می کنم. خاهش می کنم

ياسر متاجی

درود بر مازيار نيستانی خواندم شعرت را و عميق تر بر خواهم گشت. خوانشتان را هر ماه می خوانم واقعن زحمت می کشيد. راستی متنی در مورد داستانت که در شماره اخر زده بودی دارم در صورت تما يل به چاپش لطفا برام کامنت بزار. بدرود

فروغ

سلام

امير خالقی

سلام مازيار به چشم در راه می شوم به زودی و روزی چند را بازهم جنب قوچ يا حول ميدان رها شده در صدای تمرينهای تئاتر

ليلا صادقی

با سلام. شعر زيبايی بود و سکوت ميان خطوط مرا نيز به سکوت وا می دارد. اما طبيعت زبان شکستن سکوت است و ماهيت سکوت، زبانی شدن است. از سکوت بلندتان لذت بردم.

مزدک

سلام. مازی جان کجايی برادر موبايلت که باز سرما خورده . يه زنگی بزن کارت دارم.

ناتاشا امیری

سلام این بار خودم هستم ...خود خودم ...دلیلش ر ا در وب لاگ نوشته ام .وقتی بو د سر بزنید! امیدوارم دست خالی برنگردید ! www.natashaamiri.persianblog.ir