اول این شعر

پنکه می‌چرخد

نیست

تقصیر شما

نیست

که دایناسور جوانی هستم   

باران را در جیبم می‌گذارم و

می‌اندیشم:

چرا جهان با یک نوشابه خوشبخت نیست؟

 

نیست

تقصیر شما نیست

جهان به شکل 8 سالگی‌ام

زانوهایش را در بغل گرفته است

در به در گرفته است

شکل مجروح جنگی

 با تک سرفه‌ای

مدام زندگی‌اش را

 اعلام می‌کند . / می‌دانستی!؟

 

 تنهاست! مثل کتاب

مثل چایی که دارد کم‌کم تاریک می‌شود

مثل

 کمد

سبیل

و

 پلنگ صورتی

جوانی‌ام کز کرده در سرباز خانه

در اول این شعر

وبا این همه

نمی‌دانم آیا

هنوز

می‌چرخدپنکه ؟

 

                                                 7/5/88- مازیار نیستانی کرمان

/ 60 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد هادی حسینی جهان آبادی

سلام گرامی! ====== نقاب پوش مسخره ي رقص تعريف در سنگ باوجود اصول انحصار يادگار موسمي دستنبوي كدام چرند ماخذ را ...... ====== با / تیرگی صداقات خدمت/ به روزم! خرسند بادی!

هادی حدادی

سلام دوست. با چند شعر تازه به روزم و منتظر...[گل] "کاش دود تمام سیگار ها میماند تا در این اتاق شش متری گم بشوم"

هادی حدادی

سلام دوست. با چند شعر تازه به روزم و منتظر...[گل] "کاش دود تمام سیگار ها میماند تا در این اتاق شش متری گم بشوم"

پژمان‌الماسی‌نیا

مترسکان بی‌کشتزار کندوهای شکسته دارهای بی‌شهید/ در ساعت‌های ویران دست به دست باد! . . . دعوت به مراسم خوانش «تقویم عقربه‌دار ماه‌های بهار»

الهام پورمردان

درود بر شما با یک دل نوشته به روزم و چشم انتظار مهر و بزرگواری هماره ی شما... شاد باشید.

الهام پورمردان

درود بر شما با یک دل نوشته به روزم و چشم انتظار مهر و بزرگواری هماره ی شما... شاد باشید.

الهام پورمردان

درود بر شما با یک دل نوشته به روزم و چشم انتظار مهر و بزرگواری هماره ی شما... شاد باشید.

عه تا

فرهیخته ی گرامی جناب اقای مازیار نیستانی از شما دعوت می کنم در گفتمان تئوریک پیرامون ژانر خواندیدنی شرکت و نظر روشنگر خود را به دوستداران نوپای شعر و ادب حوزه ی مجازی هدیه فرمایید . با کمال احترام و دوستی عه تا