ترمینال

میان حرف شما    باز نمی‌کنم ترمینال

نمی‌گذارم هرکسی عشقی سوارم شود و

فلفل بریزد روی فکرهای نکرده‌ام

کرده‌ام گناه اما    گناهی که نکرده‌ام تویی     یا فقط تویی


میان حرف شما ....

وقتش است بزنیم کنار

پرده را نمی‌گویم .    شمع وپروانه کافی‌ست

این شعر بی شمع وپروانه یک جناب لامپ است الزاما

جناب لامپ با مارمولکی که هم‌نشین می‌شود خداست حکما

روشن نمی‌کند تورا

حالا

با نیمه ی تاریک خود چه حرفی دارم؟


نرده می‌کشم دور این کاغذ

نمی‌گذارم هر کسی عشقی سوارم شود. بزنیم کنار!

شمع و پروانه را

حتی شب نامه را   نمی‌گویم

موهای تو زیادی‌اش به خنده می‌اندازد این متن را!

جوان که بودم. لاغر میان که بودم

حرف‌هایی می‌زدم گاهی تا قیچی روده بر شود گاهی ببرد موی هر دماغی

بعد با کلمات تراشیده سر راه می‌انداختم پادگانی نخراشیده دم


روی فکرهای نکرده‌ام کرده‌ام گناه اما نکرده‌ام اصلا    تویی؟    بزنیم کنار!

شمع وپروانه را     حتی شب نامه را

پرده را       نرده را       نمی‌گویم اما

شما!

جناب نامزد شما

می‌گویم عجب به درد این ماهی‌تابه می‌خورد این جناب

لابد جلز و ولز می‌کند آن تو دلم خنک می‌شود ای تو

الزاما ببخشید میان حرف شما

در شناسنامه‌اش اسم تو را گل آدم خوار نوشتم. کاشته‌ام زیر چشمم " به خیر گذشت الحمد والله"

حالا  این لامپ عزیز ما باید بگوید نفرستید دود سیگارتان را طرف صورت من لطفا من لطفا من بی طرفم


بزنیم کنار!

شمع و پروانه را       حتی شب نامه را

پرده را                   نرده را

نمی‌گویم

موتور سیکلتی را می‌گویم

که ایستاده روی حرف خودش می‌گوید:

در مناقب العارفین آمده

حتی در حمام فین آمده

" هر کسی عشقی سوارم شود می زند از دستت کیف پر از کلمه را"


                                                      مازیار نیستانی٨٩ 

 

/ 63 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ناهید آهنگری

سلام دوست عزیز...با شعری به روزم و مثل همیشه منتظر نگاه ارزشمندتان...جاری باشید[گل]

واشقانی

چشمت به سنگ هم بخورد شعر می شود... دوست فرهیخته ام ! با احترام و افتخار دعوتید به خوانش یک غزل عاشقانه در "آن روز ها"ی من... منتظر نگاه نکته سنجتان خواهم ماند...

امید میرزایی

سلام با ناگفتنی های جشنواره خواجه راز و دو شعر جدید به روزم حتما تشریف بیاورید ارادتمند.

مجله ادبی شمال- هجوم

در آستانه ۲۱ آبان سالروز ميلاد شاعر بزرگ ملي « نيما يوشيج » در پاسداشت پدر شعر نوين ايران به كمپين حاميان "روز شعر نوين ايران " بپيونديد . www.hojum.com

پسته دهن بسته(مرثیه زنده ها)

آقا سلام توی سالن دیدمت تو هم مثل ما جا گیرت نیومده بود و سر پا وایستاده بودی شما هم از مردان اهل صحنه شدید. بعضی ها غر و لند کردن و دندان نشان دادند.بعضی ها خنده!بعضی گریه!بعضی ها فکر!بعضی ها فقط نگاه! یک مو قعیت پارادوکسیکال...تناقض یا معما معنی این کلمه کدام است راستی اگر امشب جایزه نویسندگی سهمتان شد دریافت این افتضاح(لوح به همراه تندیس) با کیست؟ امشب دیگه نیا با کلاس تره ها!