بالاخره از ایران خارج شدم از تمام دوستانی که  در این مدت نتوانستم برای‌شان کامنت بگذارم معذرت می خواهم

الف

خ

خم می شوم به روی با

من هم به روزهای آینده خاطره خواهم داد

اول

خط   تویی

تا بی تو در «طا»ی خط بمیرم

آنگاه از تای تو خاطره بردارم

از بس که از فرط خط قد می کشم در الف خاطره ها

از بس که خم

رشد می کند در مفصل زیبایی با تو             با تو بمیرد

با با تو بمیرم

 و میم با تو

طو

طوری که تو را با تو بگیرم

                                        بردارم خاطره برای روزهای مبادا

طوری با تو حرف نزدم که طوقی پیغام مرگ را بیاورد

تو

تو طوری بنویس که غش کند این خط

فلج شود عاشقانه

و عاشقانه همین است .

                                                 

مازیار نیستانی- حسین فاضلی- رضا شمسی

شنبه کرمان- 18/7/88

 

 

/ 32 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد برزگر

برات جک مینویسم بخندی . می دانید لقب استاندار قزوین چیست؟...ارباب حلقه ها

مه شید

سلام خوبین؟ اوضاع خوبه؟ راستی اگه وقت کردین اون نمایش نامه رو برام ایمیل کنید مرسی[گل]

leila hekmatnia

سلام سورنا به روز است . . وسط حرفهایم جایی است که می توانی بپری - اتانازی ؟ رگم آماس می کند از این همه تیغ...می دانم آن روز .... تو با عقل بز و هیکل آدم ات اسطوره شده ای در یونان من مرتاضی شده ام که شهادت می دهد : دوستت ندارم .... نداشتم . بر گرد به صحنه ای از زمین که به خاک داده من را می روم اما به اندازه یک آدم زمین نباش که با همه بگردی .. . . و حرفهایی برای خواندن در ادامه ی مطلب ... منتظر نقد ارزشمندتان هستم . با احترام - لیلا حکمت نیا

زهرا

راستش شعر مشترك نديده بودم كه ديدم مرسي

علی

سلام مازیارجان خوبی من به روز شدم سری بزن

خانه نقد ترتیزک

کنش های شعری عمومن برمبنای توانش وظرفیت های خلاقه ی شاعر است و تراوشات ذهنی منبعث از همان مبنا ، ودرک دریافت نوعی شاعر از ساحت شعر به فراخور آموخته ها در زاویه دید و عمومن کیفیت شعر در نوسان است و پیر سالی و جوانسالی دخلی به کیفیت نوشتاری محصولات ادبی ندارد چنانکه گاهی فی المثل منظومه پر طمطراق پیری " گرانسنگ " مغلوب شعرک نوجوانی نوجو می شود ! واین وضعیت معمولن پشت قضاوت جمعی مخاطبان آشکار می شود و تعدد تالیفات و آوازه شاعری چیزی به پسند و سلیقه عمومی مخاطبان نمی افزاید از همین منظر با قید احتیاط از اواسط دهه هفتاد تا کنون عمده تالیفات پسند شده ونمره گرفته کمتر از شاعران صاحب نام بوده که به زعم این قلم عطف توجه برخی شاعر ان گرانسال به مفاهیم نخ نماشده و عناصر شعر آرکاییک و استعمال فراگیر کلمات پر طنطنه و متعاقبن دست دادن تصاویر آشنا و مستعمل ، فضاسازی های کهنه و مندرس موجد بازخورد مخاطب نوجوی معاصر گردیده که در این میانه از هر طیف سنی مجموعه شعرهایی پدید آمد که انسجام کلی و قدرت خلاقه و تصاویر نو و البته برخورداری از زبان شعری تروتازه عمده معیار

سپهر

[گل] چه تلخ رفتی مازی شیرین زندگی کن.

الهام پورمردان

کوک می کنم گامهایت را راس ساعت شب... درود گرامی به روزم و منتظر نگاهتان...

شمعدونی

سلام. زیبا بود.خواندم و لذت بردم مانا باشی و شاعر بمانی به من سر بزنید. منتظرم

سمیه

چقدر سر کیف شدم از این شعر. قبلن نخوانده بودمش. خیلی عالی بود