جنی(اند)

 ۱-

  اجدادم جنی اند

 زنگ که می زنند     فوت می کنند

  می روند پشت   (جا لباسی)

 جا (لباسی)از (جا) يش در می آيد

 در text  بعد/ می شود

(۲-)

  شعری که می نويسند

  (ديگر نمی نويسند)     (می نويسند(شب))

  شب در کابينت را (باز) می کنند از (شکلات هايی که(نيست))

  (است)را بر می دارند

  (می گذارند)ومی روند

  بعد از کوه    با دو    پايين   (هيچ چيز (نيست))

  (سقوط) را پاک می کنند

 ۳-

  سقوطی که پشت (سرشان )است را

  (سرشان که گرم می شود خدا را بنده (نيسطند))

  نيستند را با (ط) دسته دار

  دار بی دسته (دار)را بر می دارند

  در text  بعدی

 (۴-)

  از در می آيند تو

  می نشينند روی کاناپه

  (چیپس و تلويزيون و (و))

  بعد تنها می شوند

  زنگ که می زنند      چراغ ها را روشن می کنند

  (می کنند)راجا می گذارند        ((می گذارند) را جای(می کنند))

  در دستشويی هيچ کس نيست

 ( نيست)را هم (نيسطند)

  پس/ حتما /جنی(اند)

                                  مازيار نيستانی-زمستان ۸۲  کرمان

/ 18 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
leila sadeghi

با سلام. لطفا نشانی خود را برايم ايميل کنيد تا برخی از کتاب هايم را که در اختيار دارم برايتان پست کنم. با تشکر.

موسی پور

سلام مازيار/شعر خيلی زيبايی بود/حرفهايی که توش زده بودی قشنگتر/کی باشه اين جنها آدم بشن

BANISH MENT

سلام.به دليل مشکلاتی که پيش آمد مدتی کارمان در تبعيدگاه متوقف شد اما دوباره شروع به کار کرديم.خوشحال می شويم شما را در تبعيدگاه ببينيم...يا حق

marjan

فقط می گم که خيلی باحالی

عباس حبیبی

نیستانی گل با شرمندگی ،حتما همین روزها ... از شعرت هم خیلی خوشم آمد دستت درد نکند .

tvf

آقای نيستانی از شمايه خواهش داشتم اگه ممکنه از آقای حسينخانی بخواهيد که وبلاگ برای خودشان باز کنند چون حيفه که شعرهای ايشان خوانده نشود اگر اين محبت را بکنيد خيلی ممنون می شوم به اميد ديدار در شب شعری ديگر