(از )(تو) (ها)<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

                                        تکه  ششم   

 

 

 

بریده ام – واز این

(و)سر برده حوصله ام را آن(دیگر چه می خواهم)

(دیگر چه می خواهم بعد مستی ابرها)

در ابعادی از اتاق؛ گوشه ای روی تخت باران گرفته رو به (خدا)ی جمله و

فصل رو بریده ی زرد تا کی ؟

 

(تا کی )؟            (تا کی )تا کی (؟) وقت چه می دانم از توبگیرم وچه می خواهم؟

گیرم کوچه ی بن بستی در من به نام من(رو به تو باز)

گیرم چشم سفید کرده ای رو به تو باز

 

چهره ی آبی ات را درآینه بپاش و (آبی بنوش

تو در سینه(تنگ ماهیان سر خوشی)داری

(در سینه (تنگ ماهیان سر خوشی)دارد تو

 

در ابعادی از اتاق ؛ گوشه ای رو ی تخت (  )رو به خدای جمله و (فصل بریده)

 

بریده ام !

هلم بده

دویده ام!

 

وپشت شعر به (چه بگویم )رسیده ام به    (تو بگو

توبگو

                                                         

                                                مازیار نیستانی

/ 10 نظر / 15 بازدید
Solh

اعتصاب گسترده کارگران شرکت واحد از ساعت ٥ صبح شروع شده است نیروهای سرکوبگر با وحشیگری هرچه تمامتر کارگران اعتصابی را کتک میزنند. بعضی از رانندگان را با کتک وادار به رانندگی کردند و صدها نفر از کارگرانی را که از راه انداختن اتوبوسها امتناع کرده بودند بازداشت کردند. علیرغم همه این وحشیگریها تا این لحظه تعداد کمی اتوبوس راه افتاده است. مقاومت کارگران و شدت درگیری در مناطق یک و دو چنان زیاد بود که سرکوبگران از گاز اشک آور برای پراکنده کردن کارگران استفاده کردند و نهایتا تجمع کارگران در این دو منطقه را بهم زدند. منطقه چهار نیز از روز گذشته به محاصره نیروهای سرکوبگر درآمده بود. تا این لحظه صدها نفر از کارگران را دستگیر کرده اند. اعتصاب اما شروع شده و ادامه دارد. همسر چهار نفر از اعضای هیئت مدیره، صبح امروز دستگیر شدند. همسران کارگران تصمیم گرفته اند امروز وسیعا در تجمعات شرکت کنند. دستگیری این چهار نفر به منظور پیشگیری از تجمع و سازماندهی همسران کارگران صورت گرفته است. هموطن به یاری آنان بشتابید. زن و مرد وسیعا در تجمعات کارگران شرکت کنید و با آنها اعلام همبستگی نمائید.

مریم حقیقت

سلام عزيز بودنم را تلخ ايستاده ام تاريکم چراغ ميآوری؟يا علی

شيدا محمدي

شايد يکی اززيباترين شعر هايتان بود به جهت ساختار و زبان تصويری .انتقال خس با واج آرايی ها زيبا بود.

میثم ریاحی

سلام دوست من ! .....خواندم و لذت بردم .....با معرفی یه سری از دوستان به روزم و منتظر .....فعلا

ehsan ezzati

التيراسيونی که شعر / شعری که التيراسيون / شعری که شعر !.....................بياييد نقدم کنيد ممنونم

مجله ادیبان

سلام.شعرآستان تفت دژگند* 2 شعراز: سامره اسد زاده شعرآستان عسلنگ به ديدارم اگر آمدی برايم ای مهربان چراغ بياور...

مژگان عياري

سلام . اگر درست شناخته باشم شما زماني در گذشته ها شعر هاي بهتري داشتيد ..

pirsook

سلام مازيار عزيز .. خوبی ؟؟ به روزم ... راستی بهم نگفتی؟؟ کرمان شاعری به نام رجبی بهجت ميشناسی؟؟؟ خوش باشی و بای

عباد رضايي

نشد . با همه سر و صدايي كه در يك مقطع كوتاه به پا شد اما اين نگاه سطح و تب الود به شعر جايگاهي پيدا نكرد و خيلي زودتر از انجه كه فكر مي شد به حاشيه رفت يا بهتر بگويم از مد افتاد . اصلن كدام هالويي در خارج پيدا مي شود كه بر اساس تئوريهاي فلان ادم در فلان كشور شعر بگويد . تاريخ بر اين‹چيزها›قضاوت خواهد كرد.