شکستن درچهارده قطعه ( )برای رويا وعروسی ومرگ ۷ - pashiliha


» صفحه نخست
» عناوين مطالب وبلاگ
» فروردین ٩۱ » خرداد ٩٠ » دی ۸٩ » آذر ۸٩ » آبان ۸٩ » شهریور ۸٩ » امرداد ۸٩ » خرداد ۸٩ » بهمن ۸۸ » آذر ۸۸ » آبان ۸۸ » شهریور ۸۸ » امرداد ۸۸ » تیر ۸۸ » اسفند ۸٦ » دی ۸٦ » آذر ۸٦ » آبان ۸٦ » مهر ۸٦ » اردیبهشت ۸٦ » اسفند ۸٥ » بهمن ۸٥ » دی ۸٥ » شهریور ۸٥ » امرداد ۸٥ » تیر ۸٥ » خرداد ۸٥ » اردیبهشت ۸٥ » بهمن ۸٤ » دی ۸٤ » آبان ۸٤ » مهر ۸٤ » شهریور ۸٤ » امرداد ۸٤ » تیر ۸٤ » خرداد ۸٤ » بهمن ۸۳ » دی ۸۳ » آذر ۸۳ » آبان ۸۳ » شهریور ۸۳
» کانون ادبی دانشگاه باهنر کرمان
» محمد علی نیک طبع
» آفریدگاران فروتن شعر
» سرزمین سونات ها
» علی رضا پنجه‌ای
» آرش نصرت الهی
» رضا زنگی آبادی
» داریوش معمار
» روح الله باقری
» احمد اکبرپور
» علی ملازاده
» عصرآدينه
» واگویه ها
» چلچله
» نجمه زارعی
» بهزاد خواجات
» فرهاد کریمی
» پرستو ارسطو
» محمد شریفی نعمت آباد
» مصطفی خزایی
» mehri jafari
» zahra kohandel
» ابوالفضل پاشا
» محمد حسن مرتجا



شکستن درچهارده قطعه ( )برای رويا وعروسی ومرگ ۷ ۱۳۸٥/٥/۱٩

 

                              

                         مجله‌ی خوانش (شماره ۱و۲)منتشر شد

                      چنانچه مايليد اين مجله را داشته باشيد

                              می توانيدبا شماره تلفن :

                            دفتر مجله ۰۳۴۱۲۴۴۰۱۳۴

                           ۴ تا۶ هر عصر تماس بگيريد

                                

                                     شکستن در چهارده قطعه(    )

                                   برای رويا و عروسی ومرگ

7-

شعر قهوه: 3

 

گفتم: مي آي بريم تهرون

گفت:نمك نپاش ...نمك نپاش

گفتم:خب جمله ي معروفي مي گه ...

گفت:اينو تو نگفتي كه!؟

گفتم:دوسش داشتي؟

گفت:دوسش داري؟

 

در دركه باد مي وزد*    باد مي وزد     باد مي وزد

 

گفت: اينم تو نگفتي

گفتم:ولي ما اونجا بوديم ...منو تو... يادت نيس ... تو كوچه آ از سر بالايي  بالا مي رفتيم مجيد كه يادشه ...تومي گفتي اينجا خونه ي فلونيه ...  مي گفتي اسمشو نپرس يادم نيس...

بازگفتم:كي بود رضا كي؟

گفت: يادم نيس

گفتم:يادت نيس رضا؟...يادت نيس مي گفتي از بچه آي گارگاه بود‌مي‌گفتي‌ دكتر...بعد مي‌پرسيدي: دكتر‌و كه مي‌شناسي؟ ...مي‌گفتي ياد مي‌گرفتيم ...ياد ....مي‌گفتي اما حالا چي؟...ها!؟...ها!؟

 

حالا؟

حالا چي؟(گفتم)

 

وفا كنيم وملامت كشيم وخوش باشيم

 

گفت :با دكتر فقط من شوخي مي‌كردم فقط... اونم سرخ مي‌شد ... سرخ مي‌شدي؟(پرسيدم)... نه اون سرخ مي شد... از فرق سر تا نوك پا

 

گفتم :يادت اومد؟ ... مي گفتي با دكتر فقط تو شوخي مي كردي ها!؟ها!؟ يادت اومد؟ مي‌گفتي از بچه آي كارگاه بود...مي گفتي ياد مي گرفتيم ...بعد منو هوشيارو اون  ... همون .....چه مي دنم كي رو مي گي ...قهر كرديم اما ... بچه آ خيلي...

 

خيلي؟(پرسيدم)

 

گفت:منو هوشيارو اون همون چه مي دونم كي رو مي گي روزاي آخر قهر كرديم اما بچه آي گارگاه خيلي...

 

در دركه باد مي وزد    در دركه باد مي وزد باد     در دركه

 

رضا نبود اما چن تا ديگه بودن رفتيم كارگاهِ سالي‌تا مجسمه‌‌آشو نگاه كنيم ...يه‌مجسمه‌...يه چتر...يه حرف در مورد زلزله‌ي‌بم‌...يه مجسمه ...يه نقاشي ... يه رنگ ...يه قبر ... اونجا يه قبر كوچيك چكار مي كرد؟ ...مال اون بود؟شونه آشو بالا انداخت...

 

گفتم: قبر كوچيك كمه...آدم كوچيك فراوون

 

ديدي رضا ديدي!

از سراشيبي پايين اومديم

 

گفتم :جمله معروفي مي گه تو زندگي زخ...

گفت:اومدم در خونه تون

گفتم:بريم تهرون!؟

گفت:بپر تركم!

گفتم:با قطار ميريم!

(تو ايستگاهه‌راه آهن( قطار) هي منو گشتن ...هي منو گشتن.. هي منو گشتن... گفتم : دادش هيچي ندارم...گفتش: خر خودتي...هي گشتن ...هي گشتن ...گفتم: دادش قيافم غلط اندازه...گفتش: اگه نداري واسه چي قلبت تن مي زنه؟...گفتم : مي ترسم ...گفتش:از چي؟...ازچي؟....)

 

 

وفا كنيم وملامت كشيم وخوش باشيم

 

تو نمايشگاه همه يه چهره بودن يه اسم ...بهت گفتم خنديدي ...گفتم... خنديدي....

گفت:تو زندگي زخمايي كه صادقن آدمو هدايت مي كنن

 

در در كه در دركه در دركه         باد باد با

 

گفت :ايجا خونه مون بود ...خونه‌مون!... برف كه مي اومد تو كوچه س س سر مي خورديم مي اومديم پايين ...در خونمونو نيگا

گفتم: در نداره كه؟

گفت:نداره ؟

گفتم :نه

گفت :خب‌تا حالا بهت گفتم  افتادم تو رود خونه

گفتم :خونه تون بود؟

گفت :...حالا هوشيارداد بزن... من داد بزن ...ترسيده بود اوه ه ه ه ه هَ ازچه ارتفاعي ...ترسيده بوديم هر دو تامون

 

مي خنديديم منو مريم و نجمه يادته؟ ها يادته؟

 

مي خنديديم‌تو هف باغ من ...تو‌هفت باغ‌تو ....مرجان ...ها يادته؟

وفا كنيم وملامت كشيم وخوش باشيم

 

*پانوشت:تكه اي از شعر نگاه چرخان رضا براهني

 

پيام هاي ديگران ()

 

Designed By MANE