pashiliha


» صفحه نخست
» عناوين مطالب وبلاگ
» فروردین ٩۱ » خرداد ٩٠ » دی ۸٩ » آذر ۸٩ » آبان ۸٩ » شهریور ۸٩ » امرداد ۸٩ » خرداد ۸٩ » بهمن ۸۸ » آذر ۸۸ » آبان ۸۸ » شهریور ۸۸ » امرداد ۸۸ » تیر ۸۸ » اسفند ۸٦ » دی ۸٦ » آذر ۸٦ » آبان ۸٦ » مهر ۸٦ » اردیبهشت ۸٦ » اسفند ۸٥ » بهمن ۸٥ » دی ۸٥ » شهریور ۸٥ » امرداد ۸٥ » تیر ۸٥ » خرداد ۸٥ » اردیبهشت ۸٥ » بهمن ۸٤ » دی ۸٤ » آبان ۸٤ » مهر ۸٤ » شهریور ۸٤ » امرداد ۸٤ » تیر ۸٤ » خرداد ۸٤ » بهمن ۸۳ » دی ۸۳ » آذر ۸۳ » آبان ۸۳ » شهریور ۸۳
» کانون ادبی دانشگاه باهنر کرمان
» محمد علی نیک طبع
» آفریدگاران فروتن شعر
» سرزمین سونات ها
» علی رضا پنجه‌ای
» آرش نصرت الهی
» رضا زنگی آبادی
» داریوش معمار
» روح الله باقری
» احمد اکبرپور
» علی ملازاده
» عصرآدينه
» واگویه ها
» چلچله
» نجمه زارعی
» بهزاد خواجات
» فرهاد کریمی
» پرستو ارسطو
» محمد شریفی نعمت آباد
» مصطفی خزایی
» mehri jafari
» zahra kohandel
» ابوالفضل پاشا
» محمد حسن مرتجا



  ۱۳٩٠/۳/٢٧

شعر درتنهایی کلمه

روزنامه روزگار 26 اسفند

 

برای من به عنوان شاعری  جوان آشنایی با بیزن جلالی به مانند آشنایی با هر شاعر دیگری تنها از طریق کلمه بود و کتاب. و هیچ گاه حضرت‌شان را از نزدیک ملاقات نکردم. این مسئله‌‌ی فاصله‌گیری  و اکتفا کردن به این سطر " شاعر شنیدنی ( خواندنی) است و نه دیدنی" تا به امروز  به طرز بیمار گونه‌ای در من پیش آمده  و زندگی کرده است. حال چرا این مسئله را مطرح کردم عرض می‌کنم: وقتی به این حقیر پیشنهاده نگارش متنی پیرامون بیزن جلالی شد بعذ از شعرهایش و اولین کتا ب که از وی خواندم به نام " روزانه‌ها"  متنی ار شمس آقاجانی  ناگهان حافظه‌ام را مورد هدف قرار داد. تا انجایی که بخاطر دارم متن آقای اقاجانی پیرامون ملاقاتی  بود که با بیزن جلالی و از قرار در منزل م ان مرحوم صورت گرفته بود. آقاجانی  در ان متن  با پی‌جویی و بررسی  ان ملاقات سعی در ان داشت  که رد پای رکود شعری جلالی را در رکود شعری‌اش پی‌جویی کند و یا صحیح‌تر انکه  رکود زندگی جلالی را در راکد بودن  و ماندن شاعر در شعرش. این سخن  انتقادی جناب آقاجانی اگر  حقیقت نباشد به نطر راقم این سطور خالی از حقیقت نیست. در هر صورت جلالی شاعری بود که زیاد اهل خطر در شعر و شعری نبود و شاید بیشتر شهود شاعرانه را مد نظر و  جه بسا سکوی پرش خود قرار داده است. بدین ترتیب اگر بخواهیم خیلی کلی قضاوت کنیم که همیشه در قضاوت‌های کلی اشتباه و خطا وجود دارد با این وجود می‌گوییم این خلق و خو بزرگ ترین ضربه‌ای بود که شاعر ما به شعرش وارد آورد.  ریست شعری شاعران گاهی بطور واقعی زیست زیست خود خودشان است.

باری اما و به هر حال این متد و روش از پی‌جویی‌ها و این استنتاجات هرگز روش عملی برخورد من با متن و شاعر نبوده است. بلکه بنظر می‌رسد ابتدا به امر باید نقاط مسلط شعر یک شاعر را بررسی کرد و در ادامه جایگاه و قدرت تاثیر آن شاعر را ارائه داد.

شعر جلالی نه شور و نشاط و بگوییم تنوع جغرافیای زبانی و همجنین قدرت تصویر پردازی رویایی و یا آتشی و شاعران شعر دیگر را دارد و نه  تخیل را و نه ان سر خوشی موسیقایی و خطر در زبان براهنی را

و نه حتی طنز و پارادوکس های باباچاهی را پس نقطه‌ی بر شده‌گی شعر شاعر کجاست واز چه رو  باید به جلالی پرداخته شود؟ شاید با عاریه گرفتن ترکیب "شعر ذکر"  از علی بابا چاهی بهتر بتوان شعر جلالی را توضیح داد.شعر بیزن جلالی تنها شهود و شهود تنها نقطه‌ی صقل و بر شونده‌ی شعر وی است. شهود در شعر وی سبب حرکت ما در شعر و حرکت شعر در ما می‌شود.باری اشعار کوتاه و طرح واره‌های وی از زندگی  تنها ایده‌های یک سوزه‌ی اندیشنده‌ی مقتدر ( و بر این سوزه تاکید می‌کنم) پیرامون زندگی  موت و عشق است.

 

شعر جلالی تنها نقال زندگی نیست آنچنان که  می‌توان در شعر های هایکو زاپنی دید البته اگر درست دریافته باشم. بل شعر جلالی  ایده‌های  ذهن سوزه‌ای است که در مقابل   هستی از خود تعریف دارد و البته این تعریف بیشتر پیرامون  هستی خود است تا هستی پیرامونی از همین رو شعر جلالی "شعر فکر" است اما سر در لاک خود دارد .

 

 با این همه مشکل شعر جلالی عدم التزام به زبان شعری  و ایجاد ساختار و تاثیر بخشی از طریق همین ساختار است.  یعنی مفاهیم از طریق دالان‌های زبان شعر به ما نمی‌رسند. در این جا منظور نظر ما از زبان زبان شعر است وگر نه هر اندیشه و تصوری در جهان ابتدا از طریق زبان و دستگاه نشانه‌ای آن منتقل می‌شود. اما زبان شعر زبان گفتن نیست بل زبان تاثیر است و زبان تاثیر زبان فرم دهی و ایجاد ساختار و ار تباط دهی مابین عناصر ساخت یک اثر است. و از این جا یک کلیت البته مبتنی بر تعریف شاعر از کلیت شکل می‌گیرد.  شعر جلالی بیشتر سعی در این دارد تا با پریدن از سر این همه تنها مفاهیم را به ما منتقل کند. و از اینرو در شعر وی زبان به جای بسط و گسترش  بیشتر  خود رو بسوی حذف و فراموشی و نسیان دارد. تقلیل زبانی که در شعر جلالی رخ می‌دهد عوامل شعر را در حداقل رشد نگاه می‌دارد.

 

پيام هاي ديگران ()

 

Designed By MANE