pashiliha


» صفحه نخست
» عناوين مطالب وبلاگ
» فروردین ٩۱ » خرداد ٩٠ » دی ۸٩ » آذر ۸٩ » آبان ۸٩ » شهریور ۸٩ » امرداد ۸٩ » خرداد ۸٩ » بهمن ۸۸ » آذر ۸۸ » آبان ۸۸ » شهریور ۸۸ » امرداد ۸۸ » تیر ۸۸ » اسفند ۸٦ » دی ۸٦ » آذر ۸٦ » آبان ۸٦ » مهر ۸٦ » اردیبهشت ۸٦ » اسفند ۸٥ » بهمن ۸٥ » دی ۸٥ » شهریور ۸٥ » امرداد ۸٥ » تیر ۸٥ » خرداد ۸٥ » اردیبهشت ۸٥ » بهمن ۸٤ » دی ۸٤ » آبان ۸٤ » مهر ۸٤ » شهریور ۸٤ » امرداد ۸٤ » تیر ۸٤ » خرداد ۸٤ » بهمن ۸۳ » دی ۸۳ » آذر ۸۳ » آبان ۸۳ » شهریور ۸۳
» کانون ادبی دانشگاه باهنر کرمان
» محمد علی نیک طبع
» آفریدگاران فروتن شعر
» سرزمین سونات ها
» علی رضا پنجه‌ای
» آرش نصرت الهی
» رضا زنگی آبادی
» داریوش معمار
» روح الله باقری
» احمد اکبرپور
» علی ملازاده
» عصرآدينه
» واگویه ها
» چلچله
» نجمه زارعی
» بهزاد خواجات
» فرهاد کریمی
» پرستو ارسطو
» محمد شریفی نعمت آباد
» مصطفی خزایی
» mehri jafari
» zahra kohandel
» ابوالفضل پاشا
» محمد حسن مرتجا



  ۱۳۸٩/٦/٢۸

ترمینال

میان حرف شما    باز نمی‌کنم ترمینال

نمی‌گذارم هرکسی عشقی سوارم شود و

فلفل بریزد روی فکرهای نکرده‌ام

کرده‌ام گناه اما    گناهی که نکرده‌ام تویی     یا فقط تویی


میان حرف شما ....

وقتش است بزنیم کنار

پرده را نمی‌گویم .    شمع وپروانه کافی‌ست

این شعر بی شمع وپروانه یک جناب لامپ است الزاما

جناب لامپ با مارمولکی که هم‌نشین می‌شود خداست حکما

روشن نمی‌کند تورا

حالا

با نیمه ی تاریک خود چه حرفی دارم؟


نرده می‌کشم دور این کاغذ

نمی‌گذارم هر کسی عشقی سوارم شود. بزنیم کنار!

شمع و پروانه را

حتی شب نامه را   نمی‌گویم

موهای تو زیادی‌اش به خنده می‌اندازد این متن را!

جوان که بودم. لاغر میان که بودم

حرف‌هایی می‌زدم گاهی تا قیچی روده بر شود گاهی ببرد موی هر دماغی

بعد با کلمات تراشیده سر راه می‌انداختم پادگانی نخراشیده دم


روی فکرهای نکرده‌ام کرده‌ام گناه اما نکرده‌ام اصلا    تویی؟    بزنیم کنار!

شمع وپروانه را     حتی شب نامه را

پرده را       نرده را       نمی‌گویم اما

شما!

جناب نامزد شما

می‌گویم عجب به درد این ماهی‌تابه می‌خورد این جناب

لابد جلز و ولز می‌کند آن تو دلم خنک می‌شود ای تو

الزاما ببخشید میان حرف شما

در شناسنامه‌اش اسم تو را گل آدم خوار نوشتم. کاشته‌ام زیر چشمم " به خیر گذشت الحمد والله"

حالا  این لامپ عزیز ما باید بگوید نفرستید دود سیگارتان را طرف صورت من لطفا من لطفا من بی طرفم


بزنیم کنار!

شمع و پروانه را       حتی شب نامه را

پرده را                   نرده را

نمی‌گویم

موتور سیکلتی را می‌گویم

که ایستاده روی حرف خودش می‌گوید:

در مناقب العارفین آمده

حتی در حمام فین آمده

" هر کسی عشقی سوارم شود می زند از دستت کیف پر از کلمه را"


                                                      مازیار نیستانی٨٩ 

 

پيام هاي ديگران ()

 

Designed By MANE