pashiliha


» صفحه نخست
» عناوين مطالب وبلاگ
» فروردین ٩۱ » خرداد ٩٠ » دی ۸٩ » آذر ۸٩ » آبان ۸٩ » شهریور ۸٩ » امرداد ۸٩ » خرداد ۸٩ » بهمن ۸۸ » آذر ۸۸ » آبان ۸۸ » شهریور ۸۸ » امرداد ۸۸ » تیر ۸۸ » اسفند ۸٦ » دی ۸٦ » آذر ۸٦ » آبان ۸٦ » مهر ۸٦ » اردیبهشت ۸٦ » اسفند ۸٥ » بهمن ۸٥ » دی ۸٥ » شهریور ۸٥ » امرداد ۸٥ » تیر ۸٥ » خرداد ۸٥ » اردیبهشت ۸٥ » بهمن ۸٤ » دی ۸٤ » آبان ۸٤ » مهر ۸٤ » شهریور ۸٤ » امرداد ۸٤ » تیر ۸٤ » خرداد ۸٤ » بهمن ۸۳ » دی ۸۳ » آذر ۸۳ » آبان ۸۳ » شهریور ۸۳
» کانون ادبی دانشگاه باهنر کرمان
» محمد علی نیک طبع
» آفریدگاران فروتن شعر
» سرزمین سونات ها
» علی رضا پنجه‌ای
» آرش نصرت الهی
» رضا زنگی آبادی
» داریوش معمار
» روح الله باقری
» احمد اکبرپور
» علی ملازاده
» عصرآدينه
» واگویه ها
» چلچله
» نجمه زارعی
» بهزاد خواجات
» فرهاد کریمی
» پرستو ارسطو
» محمد شریفی نعمت آباد
» مصطفی خزایی
» mehri jafari
» zahra kohandel
» ابوالفضل پاشا
» محمد حسن مرتجا



  ۱۳۸٤/۳/۳٠

    (تفاوت) در شعر( متفا وط)

 

1-

تفاوت در کجای شعر متفاوت قرار می گیرد؟

این سئوال می تواندمدخلی برای بازنگری و باز اند یشی  بر مقوله ی شعر(متفاوط)باشد.بدیهی است که  دهه ی 80 دهه ی بازنگری بر جریان ها ورخداد های تفکری –هنری-ادبی ما قبل از خود است.ولذا باید متذکر شددر این باز اندیشی هاهر نوع برخورد انتقادی قابل پیش بینی واجتناب ناپذیر می باشد.

از این رو این متن به منزله ی دوباره نگریستنی است به مقوله ی شعر (متفاوط)

 

2-

در دفتر (شعر دیگر2)منتشر شده در سال 1349شاعرانی چون نیما یوشیج-بهرام اردبیلی-پرویز اسلام پور-بیژن الهی-هوشنگ چالنگی- یدالله رویایی-فریدون رهنما-محمود شجاعی-فیروز ناجی روبرو هستیم.

اما آنچه که در این دفتر در نگاه اول به چشم می آید تفاوت شعر نیما با بقیه ی شاعران یا بقولی دیگر تفاوت  شعر بقیه ی شاعران با اشعار نیما یوشیج می باشد.لازم به ذکر است که تخم فاصله گذاری وتمایز وتفاوت یک اثر نسبت به آثار قبل از خوددر آوانگارد گرایی هنری ودر سیر مدرنیسم کا شته شده است.به گونه ای که شاعرهمیشه در فرار از شکل های متنی گذشته وفراروی از آن شکل هابه منظور رسیدن به تشخص خویش است

به عقیده ی هارولد بلوم"هیچ شاعری نمی تواندفارغ از تاثیر پیشینیان خود بسراید.اما شاعران توانا وابستگی خود را به پیشینیان سرکوب می کنند.چون باید باور کنند که می تواننداز این تاثیر رها شوند.وظیفه ی منتقد بر ملا کردن این تاثیر های سرکوب شد ونشان دادنقش تعیین کننده ی آن ها در بافت شعر است."

با این نظر شعر های بهرام اردبیلی –اسلام پور الهی- چالنگی-رویایی-شجاعی وفیروز ناجی که تمامی آنها از امضا کنندگان مانیفست  شعر حجم وشاعرانی پیشرو وآوانگارد بودند شعر های متفاوت آن سالها به حساب می آمد. به دیگر سخن شعر های آوانگارد وپیشروی حجم تنها شعرهای متفاوت دهه ی 40 بودند.البته باید این نکته را متذکر شد که با این وجود شلعران حجم برسر یکسری از اصول اندیشه ای –تفکری ویک الگوی واحد شعری اتفاق نظر داشتند. وبه همین دلیل  گاه گاهی شعر های این گروه از شاعران به لحاظ ساختمان شعری  شبیه ی هم به چشم می خورد.

با نگاه دقیق به این دفتر می وان پرسید:

1-آیا  اشعار نیما در این دفتر مانند این شاعران اشعاری متفاوتی هستند؟

2-یا از آنجایی که نظر گاه  ادبی نیما برشکستن قواعد وقالب ها والگوهای رایج شعری بود استفاده ازاشعار وی در این دفتر تنها حجتی بر شعر های غیر معمول آن زمان شاعران حجم به حساب می آمد؟

 

3-

در اواخر دهه ی 70 واوایل دهه ی 80 شعر (متفاوط) در جوامع ادبی وبیشتر در مطبوعات مطرح شد.

با توجه به فضاهایی که در آن برههی زمانی ایجاد شده بود وهمچنین نشر تفکرات فیلسوفان متاخر غرب که در نظریه های خود به عنصر "حاشیه  نشین"و "دیگری در اندیشه" توجه خاصی نشان داده بودندباعث تحرک در شناخت و درک حضور دیگری وعناصر متمایز در بافت ادبی وشعر دهه ی 70 شد.

این فضا همچنین اشعار دهه های پیشین را که ناخوانده مانده بودندبه دلیل متمایز بودن با تفکرات رایج زمانه ی شعری خودشان مورد بازخوانی  قرار داد و جوامع ادبی پیشرو دهه ی70از آنها سود جستند.همچنین شعر متفاوط به واسطه ی فضا ونگرش جدیدی که  پیش آورده بود بین خود و شعر دیگر دهه ی 40 تمایز خاصی را بوجود آورد.

(تفاوط)برگردان(ِِdifferance)به معنی (به تعویق انداختن)وهم (تمایز)در نزد دریدا بکار گرفته شده اما برگردان این واژه به فارسی به شکل(تفاوط)بصورت نارسا بیشتر تاکید بر (تمایز) دارد تا (به تعویق انداختن).محمد آزرم با تاکید بر(متفاوط )دست به توضیح دادن این روش شعری می زند.وی با بیان این نکته که(شعر متفاوط  مانیفست ندارد)در پی ایجاد فضایی است که شعر را از الگو شدن وآوانگاردیسم ادبی دور نماید.بگونه ای که هر شعربا ویژگی های خوددائما در تمایز با شعر پیشین و حتی هستی خود  باشد.اما همانطور که مشاهده شد وی وگروه همراه اش به پارادوکس و یا به دیگر سخن به مشکل تناقض بین نظریه واجرا شعری گرفتار شدند.

طرح نظریه ی (زبانیت در شعر)از سوی دکتر رضا براهنی در دهه ی هفتاد تاثیر زیادی بر تفکرات آزرم گذاشت آنچنانی که رفتار زبانی آزرم در شعر ادامه ی  رفتار زبانی براهنی است. منتها در بستری جدید وبه نام شعر متفاوط.آزرم این رفتار های زبانی را با نشانه های تصویری در شعر همراه کرده است(در ادامه ی این متن به نشانه ی تصویری در شعر آزرم بیشتر خواهم پرداخت)اما با این وجود شعرش بصورت الگویی واحد برای خود وگروه متفاوط نویسش تبدیل شد.وشعار (شعر متفاوط مانیفست ندارد)خود به گونه ای که ذکر آن رفت محقق نشد.

شعر متفاوط حرکتی اوانگارد در فضای ادبی دهه ی 70 و اوایل 80 به شمار می رفت وبه دلیل آوانگارد بودن اینگونه از ادبیات تربیون های رسمی شعر در مقابل آن یا جبهه گرفتن و یا سکوت اختیار کردند تا اینگونه ی شعری را حا شیه نشین نمایند.و تنها نکته ای که شعر متفاوط را متفاوت می کند همین امر می باشد. اما  اگر دقیق بنگریم در می یابیم که این جبهه گیری ها واین سکوت ها از سوی تریبون های رسمی ادبیات نه تنها در مورد شعر متفاوط که در مورد هر حرکت آوانگاردی  انجام می گرفت و از این نظر شعر متفاوط شبیه شعر حجم است وهمچنین الگو یی بودن این شعر ها در ادامه آنچنانی که نشان داده شد خود این شعر های متفاوط را از رسمیت ویژه ای بر خوردار می کند.

لازم به ذکر است که آوانگارد گرایی شعر متفاوط آثار شاعران این گروه را در حوزه ی ادبیات مدرن قرار می دهد.

 

4-

جا دارد در اینجا به نکته ای انحرافی اشاره کنم

(پرانتزباز:

1-آیا در موقعیت پست مدرن ژانری به عنوان می تواند وجود داشته باشد؟

2- واگر  جواب این سئوال (خیر ) است از چه راهی می توان به فروپاشی ژانر شعردست  زد؟

از نظر گاه من در مو قعیت پست مدرن هنر ژانر های مسلط ورسمی خود را از دست می دهد و این فرو پاشی از طریق تاکید داشتن بر روی ژانرها اتفاق می افتد.برعکس دوستانی که دست به تلفیق شعر داستان مقاله وتصویر می زنند بی آنکه بدانند تلفیق این ژانرها بیشتر ما را به شکل گیری یک ژانر جدید می رساندوار بخواهم واقع بینانه تر بگویم تنها مرز ها را در کنار هم نشان می دهد.از این نمونه آثار می توان به افسانه رنگ های دونادون فرهاد حیدری گوران اشاره کرد.اما از نظر گاه من با تاکید داشتن بر ژانری مشخص وبرآورده نکردن خواسته های آن ژانر می توانیم تناقض سازنده ای را ایجاد نماییم که این تنا قض باعث فروپاشی موقعیت ژنریک شود.

محمد آزرم با شعر پنداشتن نشانه های تصویری وقرار دادن آنها در بافت وموقعیت شعر بگونه ای در این مسیر حرکت می کند.اما برای به نتیجه رسیدن این تفکر لازم است که حتی از این شگردهای تصویری آزرم هم فرا روی کنیم و گام بلند تری را بر داریم.

از نظر گاهی که من ارائه می کنم هر نشانه ای در زندگی و زندگی خود به عنوان یک نشانه می تواند  در موقعیت هنری قرار بگیرد در اینجا بین ژانر واثری که در آن ژانر ارائه می شود پارادوکسی سازنده بوجود می اید پا را دوکسی که توانایی از بین بردن موقیت ژنریک را داراست.

اطلاق زندگی به عنوان هنر  ژانر های رسمی هنر را از قبیل شعر- داستان –فیلم –نقاشی وغیره... را از بین می بردو انسان را در موقعیتی جدید قرار  می دهد .مثلا راه  رفتن انسان آنچنانی که در موقعیت هنری قرار بگیرد  می تواند یک شعر باشد و می توانیم آن را شعر نام گذاری کنیم .

بزرگ ترین خطری که این دیدگاه  را تهدید می کند ساده انگارانه پنداشتن  آن است .

اما از طرفی دیگر  از آنجایی که ما ناگزیر به نوشتنیم باید نوشتنمان  شکلی از نوشتن  نداشته باشد  یعنی : نوشتنی  نه به قصد  نوشتن بلکه نوشتن به قصد ننوشتن_نوشتن نا نوشته ها _در این مرحله به نوشتن  به عنوان ادامه زندگی  وبخشی از زندگی نگریسته می شود نوشتنی فارغ از شگرد والگو های از پیش تعیین شده نوشتنی به شکل بدوی.

 به دیگر سخن نوشتن شعری که دیگر  شعر نیست بلکه تنها  نوشتنی است فارغ از شعر در ژانر شعر .از این منظر می توان گام بلندی برای عبور از مدرنیسم ادبی به سمت  موقعیت پست مدرن که تا اکنون  محقق نشده است _برداریم) پرانتز بسته!

 

5-

در دهه ی 80نسلی پا به عرصه ی شعر  گذاشته اند که تفاوت تلقی دیگری دارند . همانگونه که شعر (متفاوط ) هر گونه وابستگی خود را با (شعر دیگر )نفی می کند .شعر متفاوتی که در دهه ی 80 توسط این  شاعران ارا ئه می شود  هم وابستگی خود را با شعر (متفاوط) آزرم وهم (شعر دیگر) دهه ی 40 مردود می شمارد.

از نظر گا ه من  (متفاوت )تنها یک موقعیت است.

 واز این نظر گاه (موقعیت متفاوت)می تواند شعر را به سمت (تفاوت )پیش ببرد .

برای روشن شدن این مطلب لازم  می دانم  که مثالی بزنم:

همانطوری  که اشاره  شعر حجم با توجه به موقعیت شعر در دهه ی 40 شعر متفاوتی بود یعنی :شعر حجم تفاوت خود را مدیون قرار گرفتن درموقعیت ادبی ای است که در آن زمان  وجود داشت وحجم را متفاوت و آوانگارد نشان می داد. اما از دیگر سو اشعار همین شاعران حجم در موقعیت دیگری یعنی در کتاب (شعر دیگر)در یک هم سانی وهم شکلی قرار می گیرند .ودر موقعیتی که این کتاب ایجاد کرده تنها اشعار نیما یوشیج است که به سمت متفاوت حرکت می کند .

زیرا تمام شاعران حجم بریک اصول مشترک فکری –ادبی به تفاهم رسیده بودند ودر بستر آن کتاب تنها نیما ست که الا رغم کهنه گی در آن  زمان  متفاوت جلوه می کند در نتیجه آنچه که مشخص است بیشتر از اینکه  تفاوت زاییده ی  رفتار زبانی خاصی باشد زاییده ی موقعیت متفاوت است همچنین یک اثر متفاوت الزاما یک اثر آوانگاردی نیست آنچنان که در مثال نیما  دیدیم یعنی زمانی که در موقعیت متفاوت قراردارد زمان پیوسته –وزنجیرهای از نوع زمان آثار آوانگارد نیست .بلکه زمان اثر متفاوت نا پیوسته –پنهان وچرخه ای است .با این حساب نمی شود هر اثر آوانگاردی را متفاوت  نامید.

از طر فی دیگر نسلی که در دهه ی 80 به متفاوت نویسی دست زده است در پی تحقق بخشیدن به شعاری است _شعر متفاوط مانیفست ندارد_ که پیش از این به درستی اجرا نشد.

بانگاهی منصفانه  به آثاری که از این نسل منتشر شده /می شود_(جنازه ی مریم بنت سعید )و(عاشقانه های زنی که دوستش دارم) داریوش معمار_(دارم با رشد شانه میت راه می روم)و(بغلم کن شبلی –در دست انتشار)آتفه چهارمحالیان_(هفت ها –در دست انتشار)مجتبی پور محسن_(روز ها در پر نتز)حسین فاضلی_(آمبولانسی پر از حلاج)داریوش مهبودی_(تشنگی از وسط)محمد حسن نجفی _(پاشیلی ها)و(واگویه ها –در دست انتشار)مازیار نیستانی _به این نکته پی می بریم که آثار این شاعران با اینکه در زیر پرچم (تفاوت)قرار دارند اما اصلا شبیه هم نیستند  وحتی گاهی با آثار قبلی خودشان در تضاد و تناقض هستند .

با توجه به این کتاب ها با اذعان داشت که در دهه ی 80 این نسل فارغ از هر گونه  وابستگی به جریان های ما قبل از خود دست به (متفاوت نویسی)در تاریخ ادبی این کشور زده است.

                                                              

                                                                     

                                                                          مازیار نیستانی_کرمان

 

پيام هاي ديگران ()

 

  ۱۳۸٤/۳/۱٤

و(بازتنها کلمه                                                     

 

از کلمه بیرون زدیم                                                                              

 

سرمان میان دو گوش داشت        گوشت می داد                                           

 

(وسمت(باز)راگرفتیم)                                                                          

 

آن روزها تحلیل در رانها به سمت می رفت                                                  

 

                                                                      

 

 

 کلمه آدمهایی را می آورد     که بیشتر کلمه(آدم)بودند                                    

 

(وسوخته گی بو بالا می زد)                                                                     

 

مردها ورق ها را به سمت تقسیم می بردند                                                     

 

(رانها سوخته گی بو را بالا می زدند)                                                           

 

ودو بال گشوده می شد به سمت (باز)                                                           

 

آنها سر کلماتی شرط می بستند                                                                   

 

که(شرط)کلمه هایی بود که می گفتند                                                            

 

من اما                                                                                              

 

کلماتی را که می گفتم به هیچ کس نمی گفتم                                                          

 

وآن( باز) روز ها تحلیل می رفت                                                                   

 

           

مردها ورق ها را به سمت(می بردند)                                                       

و کار مزرعه را                                                   

 

زن ها شب ها روی آس هایی که برده بودندشرط (برده بودم)می بستند                            

 

ومن کلماتی را که برده بودم     به زن ها می زدم                                                    

(زن ها روی زندگی کلماتم (شرط) می بستند         که( برده بودم) )                              

 

(و سوخته گی بوی رانها را (باز) بالامی زد)                                                         

 

کلمات به گوش داد(باز                                                                                  

 

وما باز( سمت باز)را گرفتیم                                                                            

 

سوخته گی بوی رانها را بالا می زد                                                                     

 

ومردها از بالا (بالاتر )را می خواستند                                                                 

 

زن ها شب ها روی آس هایی که برده بودند اسم می  گذاشتند                                        

 

(فقط شب ها یکی از زن ها می گفت:                                                                  

 

زن ها روی آس هایی که دلباخته بودند( شرط)می باختند                                             

 

یا                                                                                                            

 

زن ها روی آس هایی که دلفاخته بودند (شرط)می فاختند)                                            

 

و من روی کلماتی که به همه می گفتم(به همه نمی گفتم)را شرط بستم                              

 

کلمه میان دوگوش داد به( سمت باز                                                                     

 

دری می گشود   و چهره ای                                                                            

 

و تحلیل در رانها(بالا می زد)                                                                            

 

کلمه به (سمت باز                                                                                        

 

وکلمه(باز                                                                                         

 

و(باز                                                                                         

 

(باز                                                                                          

 

میان دو گوش     گوشت می داد                                                         

 

 

 

مازیار نیستانی- کرمان                             

پيام هاي ديگران ()

 

Designed By MANE